انعکاس زندگی - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 14:25
انعکاس زندگی... پنجشنبه دهم آبان ۱۴۰۳ - 22:9 - قائم شهری(شاهی) - پسر و پدری داشتند در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد به زمین افتاد و داد کشید: آ آ آ ی ی ی!!صدایی از دور دست آمد: آ آ آ ی ی ی!!پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟پاسخ شنید: کی هستی؟پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!باز پ...
..... - تاریخ: 1402/6/15 ساعت: 20:17
دخترک خندهکنان گفت که چيستراز اين حلقه زرراز اين حلقه که انگشت مرااين چنين تنگ گرفته است ببرراز اين حلقه که در چهره اواين همه تابش و رخشندگیستمرد حيران شد و گفتحلقه خوشبختی است، حلقه زندگی استهمه گفتند، مبارک باشددخترک گفت: دريغا که مراباز در معنی آن شک باشدسالها رفت و شبیزنی افسرده نظر کرد بر آن حل...
عاشق شدن - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 17:09
عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی هیچ وقت بهش دست نزنیاما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشیکه تو دستهات نگهش داری Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 17:09
همین که سالمیمم شکر......ناگهان چقدر زود دیر می شودروزگاریست شیطان فریاد می زند:آدم بیاورید،سجده خواهم کرد.....خیلی از چیزهای از دست رفته دیگر برنمی گردندمثلِ اعتمادمثلِ عمر آدمیمثلِ آبروی رفتهمثلِ....مثلِ تو که رفته ای و قصدِ برگشت نداری....تنهایی بد است اما بدتر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با...
قیامت بی حسین غوغا ندارد - تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 11:58
همین که سالمیمم شکر......ناگهان چقدر زود دیر می شودروزگاریست شیطان فریاد می زند:آدم بیاورید،سجده خواهم کرد.....خیلی از چیزهای از دست رفته دیگر برنمی گردندمثلِ اعتمادمثلِ عمر آدمیمثلِ آبروی رفتهمثلِ....مثلِ تو که رفته ای و قصدِ برگشت نداری....تنهایی بد است اما بدتر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با...
درس زندگی - تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 11:58
همین که سالمیمم شکر......ناگهان چقدر زود دیر می شودروزگاریست شیطان فریاد می زند:آدم بیاورید،سجده خواهم کرد.....خیلی از چیزهای از دست رفته دیگر برنمی گردندمثلِ اعتمادمثلِ عمر آدمیمثلِ آبروی رفتهمثلِ....مثلِ تو که رفته ای و قصدِ برگشت نداری....تنهایی بد است اما بدتر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با...
وزیر درستکار - تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 11:58
گويند در دربار پادشاهي وزير بسيار صادق و درستکاري بودتمام سعي وکوشش خود را صرف راحتي مردم کرده و از خلاف کاري ديگر وزيران هم جلوگيري ميکرد که باعث ناراحتي آنها ميشده.هر نقشه اي ميکشيدند که بتوانند او را پيش پادشاه بدنام کنند که باعث اخراج او از دربار شود ميسر نمي شد.بعد از نيمه شب يکي از وزيران به ق...
تنهایی - تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 2:46
رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب... آب در حوض نبود ماهیان می گفتند: هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود پسر روشن آب، لب پاشویه نشست و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد
گریه - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 21:52
گریه ......... وقتی گریه كردم گفتند بچه ای ! وقتی خندیدم گفتند دیونه ای! وقتی جدی بودم گفتند مغروری !
مثلِ.... - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 1:56
همین که سالمیمم شکر......ناگهان چقدر زود دیر می شودروزگاریست شیطان فریاد می زند:آدم بیاورید،سجده خواهم کرد.....خیلی از چیزهای از دست رفتهدیگر برنمی گردندمثلِ اعتمادمثلِ عمر آدمیمثلِ آبروی رفتهمثلِ....مثلِ تو که رفته ایو قصدِ برگشت نداری....تنهایی بد است اما بدتر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آ...
زندگی - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 1:56
همین که سالمیمم شکر......ناگهان چقدر زود دیر می شودروزگاریست شیطان فریاد می زند:آدم بیاورید،سجده خواهم کرد.....خیلی از چیزهای از دست رفتهدیگر برنمی گردندمثلِ اعتمادمثلِ عمر آدمیمثلِ آبروی رفتهمثلِ....مثلِ تو که رفته ایو قصدِ برگشت نداری....تنهایی بد است اما بدتر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آ...
پیک - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 1:56
پیک اول راکه درپیمانه ریختآبرومان در ره میخانه ریختپیک دوم رابه عشق او زدیمباده سرشدماهمه هوهوزدیمپیک سوم را زدیم و سوختیمتار دل برپود مستی دوختیمپیک چارم پیک اهل راز بودساقی با میخارگان دمساز بودپیک پنجم پرده را از هم دریدمژده ی کشف وشهوددل رسیدپیک شیشم همرهیی داربودشوق وصل ووعده ی دیداربودپیک هفتم...
زن زرنگ.. - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 1:56
u2063زن و شوهری از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم خودکشی کنند. با هم با بالای برج بلندی رفتند و مرد گفت تا ۳ میشماریم و با هم میپریم.تا ۳ شمردند و زن پرید ولی مرد نپرید.مرد با لبخند سقوط زن را نگاه میکرد که ناگهان چتر نجات زن باز شد و در حالی که با آرامش در حال فرود بود میگفت :پات برسه خونه فق...
چهار زن - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 1:56
هر مردی احتیاج به چهار زن دارد: تعجب نکنیداولین زن مادر اوست.زنی که با مهربانی او را بزرگ میکند و به او راه رفتن را یاد میدهد.با عشق به او حرف زدن و راه درست زندگی را نشان میدهد.زن دوم خواهر اوست.که با او غیرت را یاد میگیرد و همبازی شدن را. زن سوم همسر اوستکسی که عشق را با او تجربه میکند همراه شدن و...